30 August 2012

چقدر نیامد آن‌که قرار بود...‏

اسمایلیِ آخر شب.
بعد از مهمانی تولد.
ته سیگارها و لیوان‌ها را جمع کردن.
آشغال‌ها را دمِ در گذاشتن.
در را بستن.
تکیه به در دادن.
خم شدن زانوها.
به پایین کشیده شدن.
نشستن.
زانو بغل کردن.
یکهو زیر گریه زدن.

No comments:

Post a Comment