17 April 2015

دوست داشتن کسی که نیست، مثل بوسیدن چال لپ است. تو درواقع نمی‌توانی یک حفره‌ی خالی را بوس کنی؛ پس اطرافش را می‌بوسی.

16 April 2015

می‌خواهم توی عدم، آرزوی یک زن باشم. بعد بگوید باش، پس بشوم.

13 April 2015

تو زندگیِ بعدی‌م می‌خواهم کانسپت به واقعیت رسیدن رویاها باشم.

12 April 2015

هیچ‌وقت نمی‌دانی کِی آخرین بار است. وگرنه خوب نگاه‌ش می‌کنی.
نه این‌که آدمای دیگر را نتوانم دوست بدارم. فقط دیگر یادم نمی‌آید در وهله‌ی اول چطور اهمیت بدهم. آن زمانی که اول اهمیت می‌دادم و بعد دوست می‌داشتم، خیلی وقت پیش بود. دیگر یادم نمی‌آید.