07 August 2013

دارم می‎روم خریدِ لباس و خرت و پرت برای سفرِ شمال. بعد هم می‏روم خانه‏ی دوست‏م برای برنامه‏ریزی و بلیت. خانه‏ی شمال هم تمیز شده، یخچال‏ش پر شده و عرق و مزه‏اش هم فراهم آمده. روغن و لوسیون را باید از همین‏جا بخرم، بیکینیِ نو هم همین‏طور؛ آن‏جا وقتِ خرید کردن‏مان منحصرن به خرید ماهی و ترشی و کباب خواهد گذشت.
امّید که برنزه شویم.

پیژاماپوشِ خوشحال.

No comments:

Post a Comment