25 July 2012

بازگشت چیز خوبی‌ست

کروم را باز کرده‌ام و توش صفحه‌ی جیمیل‌م را چپانده‌م با گودر سابق (به جهت خواندن وبلاگ‌) و گودر جدید (به جهت خوانش و لایک و شر کردن نوت).‏
موزیلا را با فیلترشکن بازکرده‌ام برای بلاگ‌نویسی خودم.‏
هردوشان را می‌دهم پایین و سعی می‌کنم فرانسه‌ام را تمرین کنم. گوش می‌دهم. برای امتحان. سخت نیست. می‌شود نوشت و خواند در کنارش.‏
از لحظه‌ی رسیدنم و همان لحظه‌ای که چمدان‌م را باز کردم و گفتم "تلپ"، روزهای خوشِ عکاسیِ من هم شروع شد. استارت‌ش هم هم‌آن کارگاه عکاسی‌ای بود که رفتم و کتابی فوتوژورنالیسمی که احیایش کردم. خوش‌حالم.‌‏
از همان لحظه‌ای که جناب سایلنس ایمیل زد و یوزر جدیدم را بهم داد، دنیای من طورِ دیگری شده. طورِ خوبی شده. اصن همه‌چی به آدم می‌چسبد. همه‌ی آن روزهای خوب برگشت. می‌گفتیم "یه روزِ خوب می‌آد" و آمد.‏ پس این یعنی خیلی از روزهای خوبِ گذشته هم دوباره می‌آیند. دوباره می‌خندیم. دوباره می‌خندم به شخصه. همین حالاش هم دارم می‌خندم. چه خوب.‏

No comments:

Post a Comment