هرچه ته جیبم مانده بود دادم به آن مرد بدلهجه، لاغر و آفتاب سوخته بابت کرایه بار و تمام دار و ندارم را بار زدم و برگشتم
و فقط این نبود
هرچه زور و وقت و انرژی داشتم ریختم کف اتاق جدیدم به اضافهی همان داروندار
تغذیهی درستدرمانی نداشتم. همهش یا سوپ سمبلکاری بوده یا غذای بیرون
روی هم رفته اوضاع خانه بههمریخته، سر و وضع خودم کثیف و ژولیده و اوضاع زندگانیم تا حدودی روی هواست.
.با اینحال من احتمال روزهای آفتابی را داده و تابش کمی تا قسمتی عشق را پیشبینی میکنم
و فقط این نبود
هرچه زور و وقت و انرژی داشتم ریختم کف اتاق جدیدم به اضافهی همان داروندار
تغذیهی درستدرمانی نداشتم. همهش یا سوپ سمبلکاری بوده یا غذای بیرون
روی هم رفته اوضاع خانه بههمریخته، سر و وضع خودم کثیف و ژولیده و اوضاع زندگانیم تا حدودی روی هواست.
.با اینحال من احتمال روزهای آفتابی را داده و تابش کمی تا قسمتی عشق را پیشبینی میکنم
No comments:
Post a Comment