02 March 2014

از گردنِ هم آویزان بودیم و از خنده می‎پیچیدیم به خودمان. سیگار و چای و ناهار و تراس و یک ظهرِ بی‌‏دردِسر. قشنگ‏ش همان خنده‎های غش‎غش بود، وقتی پشتِ سرِ پسرها و خواص و کراش‎ها حرف می‌‏زدیم و ریسه می‌‏رفتیم. ابهت همه‌‏چیز ریخته‌‏بود؛ و ما سبک بودیم.
از آن دورِهمی‏‌های دخترانه‌‏ی سه نفری.

No comments:

Post a Comment