با پیژامه نشستهبودم کف اتاقم سریال نگاه میکردم، با انگشت نوتلا میخوردم. یک شماره ناشناس بهم اسمس داد که "جنسیس دستِ باباست، با ماکسیما میام دنبالت". شکلاتی که ریخته بود روی تیشرتم را لیس زدم، برایش نوشتم "گوه نخور باباع"، و به زندگیام ادامه دادم.
No comments:
Post a Comment